السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

73

مقدمه نقض و تعليقات آن

ملكشاه ساخته‌اند و به آن تكلف در هيچ جا بقعهء نيست و سادات دارند و در آنجا مجلس وعظ و ختم قرآن و نماز جماعت هميشه منتظم است . و مدرسهء خواجه عبد الجبار مفيد كه چهار صد مرد فقيه و متكلم از بلاد عالم در اين مدرسه بمطالعه و مباحثه اشتغال دارند و در عهد مبارك ملك شاهى و روزگار بر كيارق بنا كردند و الحال معمور و مشهور است و مشحون بمدرسين و طلبهء علوم و نماز جمعه و ختم قرآن و حضور فقها و اهل صلاح كه بانى آن شرف الدين مرتضى است كه مقدم سادات و شيعه است . و مدرسهء كوى فيروز كه در عهد سلاطين مذكور بنا كردند . و خانقاه امير اقبال كه در عهد كريم غياثى بنا كردند . و خانقاه على عثمان كه هميشه منزل سادات عالم زاهد متدين بوده و در آنجا نماز به جماعت و ختم قرآن مترادف و متواتر مىباشد و در عهد سلطان ملكشاه بناى آن شده و هنوز معمور و مشهور است . و مدرسهء خواجه امام رشيد بدروازهء جاروب بندان كه زياده از دويست دانشمند در آنجا بدرس اصول دين و اصول فقه و ساير علوم شريعت اشتغال دارند و در عهد دولت سلطان سعيد محمد بنا كردند و كتب خانهء دارد كه بانواع كتب مزين است . و مدرسهء شيخ جنيد مكى بدر مصلىگاه كه هم در عهد سلطان محمد كردند . و بيرون از بن كه شرح داده آمد در رى چندين مدرسهء معمور هست كه در آنجا درس و بحث و تلاوت قرآن و نماز و طاعت مستمر است . و از مشاهد متبركهء رى مشهد سيد عبد العظيم حسنى و مشهد سيد عبد اللّه ابيض و مشهد سيد حمزهء موسوى است كه شرف و نسب و جزالت فضل و كمال و عفت ايشان ظاهر است . و در كتاب فضايح الروافض و نقض آن تصريح واقع است باينكه شيعهء رى بيشتر از سنيان آنجا بوده‌اند چه صاحب فضايح در مقام تعريض شيعهء رى گفته كه : « مذهب شهر نبايد داشتن بلكه مذهب حق بايد داشتن و باينكه در رى اغلب رافضىاند مغرور نبايد بودن كه بعدد اعتبار نيست » . و صاحب نقض در جواب گفته كه : « اين سخن از قائل محض مكابره است زيرا كه آنجا كه سلمان و بوذر و مقداد و عمار و جابر و ابو ايوب و خزيمه و زيد بر امامت امير المؤمنين اتفاق نمودند ميگويد كه : آن قلت را قدرى نيست و اعتبار بكثرت مهاجر و انصار باشد و اينجا كه رازيان بيشتر شيعى باشند گويد كه : بر كثرت اعتمادى نيست و التفاتى نباشد ، تا بيچاره هر چه در اول ميگويد به آخر باطل ميكرده باشد و اين مذهب و اعتقاد شيعه است كه اعتماد نه بر كثرت و قلت است بر عقل و نظر و معرفت است محق محق باشد اگر چه يكى باشد و مبطل مبطل باشد اگر چه صد هزار باشند ؛ ان الحق لا يعرف بالرجال و انما الرجال يعرفون بالحق ؛ و الحمد للّه الذي هدانا الى طريق الحق و تحقيقه و جنبنا عن الباطل الذميم و تصديقه » .